گفتگوی دخمل و پسر بعد از جدایی
دختر:دوست دختر جدیدت خوشگله؟(ذهن دختر:آیا واقعا از من خوشگلتره؟)
پسر:آره خوشگله (در ذهنش:اما تو هنوز زیباترین دختری هستی که من میشناسم!)
دختر:شنیدم دختر شوخ طبع و جالبیه؟(ذهن دختر:درست اون چیزی که من نبودم!)
پسر:آره همینطوره(در ذهنش:اما در مقایسه با تو اون دختر هیچی نیست)
دختر :پس امیدوارم با هم بمونید و خوشبخت شید!(ذهن دختر:درست اتفاقی که برا ما نیفتاد)!
پسر:منم برات آرزوی خوشبختی دارم(در ذهنش:چرا پایان رابطه ما اینطور شد؟)
پسر:آره منم همینظور(در ذهنش:امیدوارم گریه نکنی!)
دختر:خداحافظ(ذهن دختر:هنوز دوست دارم و دلم برات تنگ میشه!)
پسر:آره خوشگله (در ذهنش:اما تو هنوز زیباترین دختری هستی که من میشناسم!)
دختر:شنیدم دختر شوخ طبع و جالبیه؟(ذهن دختر:درست اون چیزی که من نبودم!)
پسر:آره همینطوره(در ذهنش:اما در مقایسه با تو اون دختر هیچی نیست)
دختر :پس امیدوارم با هم بمونید و خوشبخت شید!(ذهن دختر:درست اتفاقی که برا ما نیفتاد)!
پسر:منم برات آرزوی خوشبختی دارم(در ذهنش:چرا پایان رابطه ما اینطور شد؟)
دختر:خب دیگه من باید برم(ذهن دختر:قبل از اینکه گریه م بگیره!!!!!!!!!)
پسر:آره منم همینظور(در ذهنش:امیدوارم گریه نکنی!)
دختر:خداحافظ(ذهن دختر:هنوز دوست دارم و دلم برات تنگ میشه!)
پسر:باشه خداحافظ(در ذهنش:هیچ وقت عشقت از قلبم بیرون نمیره)
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 22:44 توسط داود
|